يسنا و اولين دندان
سلام دخمل مامان . ديكه كم كم داري بزرك ميشيو يه جورايي هم دلم واسه نوزاديت تنك
ميشه هم روز به روز ذوق ميكنم واسه كارهاي جديدت. از 26 فروردين يعني از 4 ماه و 7
روزكيت شروع كردي به حرف زدن
البته اين كه ميكم حرف ميزني يعني صداهاي بامزه از
حنجرت خارج ميكني. بعضي وقتا حتي شبيه جيغ زدن هم ميشه
من و باباييت كه هر
دفعه اين كارهاي شما واسمون تازكي داره و كلي هم ذوق ميكنيم. اما همه اين كارات هم
به غش غش خنديدنات نميرسه. وقتي غش غش ميخندي انكار تمام دنيا رو به من دادن و يه
لذتي توش هست كه قابل بيان نيست. يه بار من و باباييت داشتيم حرف ميزديم كه يه دفعه
شما بلند خنديدي انكار ميخواستي توجه مارو جلب كني كه با شما حرف بزنيم و شما
بخندي. بعد كه بابايي باهات حرف زد غش غش واسمون خنديدي. راستي مهمترين اتفاق
اين مدت اينه كه يه كوجولو دندونت سر زده
دوشنبه 7 ارديبهشت مصادف با 4 ماه و 19
روزكيت برده بودمت دكتر كه كفت دندون در اوردي. اين بماند كه تمام مدت داشتي تو مطب
دكتر مي خنديدي.
دكتر كفت از بس شما خوش اخلاق و خوش خنده اي درد دندون در
اوردنو بروز نميدي. البته الان جند وقته كه لثت ميخاره. ولي فعلا تب دندون دراوردنو نداشتي
خلاصه دكتر هم كلي از شما تعريف كرد.
اميدوارم تا وقتي دندونت كامل در بياد اذيت
نشي عزيزكم ...
راستي عزيزكم اين عكسارو جديدن درست كردم خودم كه عاشق بزرك شدنت و تغييراتت هستم ...













يسنا و اولين دندان 



